سفارش تبلیغ
کوچکترین هندزفری بلوتوث
مرد احساساتی
خدایا! . . . از نادانی و بیهودگی و از گفتار و کردار بد به تو پناه می برم . [امام علی علیه السلام ـ در دعای یوم الهریر در پیکار صفّین ـ]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :4
بازدید دیروز :9
کل بازدید :2197
تعداد کل یاداشته ها : 5
4/12/90
12:43 ع
موسیقی

سکوت  سنگی


بکش بیرون سکوتُ از زبونت  
 


این خونه اینجوری بمونه نذار
 


اگه چیزی بگی ، ساکت نمونی


شاید بوی تو رو بگیره خونه

 اگه لب تر کنی معلوم میشه


کجا کج رفتم و خوردم به بن بست


باهام صحبت بکن ، من مطمئنم 


 یه چیزایی هنوزم بینمون هست


 


 تا خود صبح  بپرس از من که دیشب   


چقدر از دست من دعا چکیده 


 که وقتی میگی دنبالت نگردم


چه احساسی به پاهام دست میده 

چه مرگم شده که کارم کشیده 


 و شبگریه و خواهش به التماس


چه جوری جامُو تو قلبت گرفته ؟


چرا چشماتُ می بندی ؟جوابش ؟ 

 حالا که جاده چشماتُ گرفته


نذار این خونه اینجوری بمونه


با من صحبت کن و لباتُ تر کن


تو رو بگیره خونه بذار بوی


 


تومیری ونمیبینی که هرشب



چه کابوسی توو خوابم پا می ذاره 
 
 


چه حرفی بین ما می مونه ، وقتی


سکوت تو یه دنیا حرف داره ؟



3/2/90::: 11:19 ص
نظر()
  
  

   



محاکمه عشق… جلسه محاکمه عشق بود و قاضی عقل ،  


و عشق محکوم به تبعید به دورترین نقطه مغز شده بود یعنی فراموشی ، قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه اعضا با او 


مخالف بودند قلب شروع کرد به طرفداری از عشق، آهای چشم ،مگر تو نبودی که هر روز آرزوی دیدن او داشتی؟؟؟


ای گوش مگر تو نبودی که در آرزوی شنیدن صدایش بودی و شما پاها که همیشه آماده رفتن به سویش بودید حالا چرا اینچنین با او مخالفید؟ همه اعضا روی برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترک کردند تنها عقل و قلب در جلسه مادند عقل گفت :دیدی قلب همه از عشق بیزارند ! ولی من متحیرم که با وجودی که عشق بیشتر از همه تو را آزرده چرا هنوز از او حمایت میکنی !؟


قلب نالید:که من بدون وجود عشق دیگر نخواهم بود و تنها تکه گوشتی هستم که هر ثانیه کار ثانیه قبل را


تکرار میکند و فقط با عشق میتوانم یک قلب واقعی باشم . پس من همیشه از او حمایت خواهم کرد حتی


اگر نابود شوم...!!!


 


 


 


6/1/90::: 11:50 ص
نظر()
  
  

شبی مجنون نمازش را شکست


بی وضو درقبله  لیلا نشست


سجده ای زد بر لب درگاه او


پرزلیلا شد دل پر آه او


گفت یا رب از چه خارم کرده ای


برصلیب عشق دارم کرده ای


جام لیلا را به دستم داده ای


وندر این بازی شکستم داده ای


آتش عشقش به جانم میزنی


دردم از لیلا ست آنم می زنی


خسته ام زین عشق دل خونم مکن


من که مجنونم تو مجنونم مکن


مرد این بازیچه دیگر نیستم


این تو و لیلای تو من نیستم


گفت ای دیوانه لیلایت منم


در رگ پیدا و پنهانت منم


سالها   با جور لیلا ساختی


من کنارت بودم و نشناختی


عشق لیلا در دلت انداختم


صد قمار عشق یک جا باختی


کردمت آواره صحرا نشد


گفتم عاقل میشوی اما نشد...


28/12/89::: 2:7 ع
نظر()
  
  

از تو می نویسم...


از راه  دور تو را می پرستم ای قبله امید من...از راه دور به تو عشق می ورزم تادیگر این فاصله ها را احساس نکنی...


از راه دور درد دلهای خودم رابه تو میگویم...وتورا در آغوش محبت هایم می فشارم...آری از همین راه دور نیز


میتوان دوست داشت ،ازهمین راه دور میتوان  دست در دست هم گذاشت...به خواب  عاشقا نه ای میروم


تا این رویا برایم زنده شود...خاطره هایما ن را همیشه در ذهنم مرور میکنم وهیچ گاه نمیگذارم خاطره


های لحظه دیدارمان از ذهنم دور شوند... این فاصله ها را با عشقم ومحبتم از بین میبرم و کاری میکنم تا


همیشه احساس کنی کنار منی...واین است برایم یک خواب عاشقانه:خواب نگاه به چشمان هم خواب


باهم بودنمان...آری این است یک فاصله عاشقونه...


عاشق باش زیرا این راه مقدس است و پایان راه شیرین تر از گذشته است...


دوستت دارم،دوستت دارم، دوستت دارم...........................................!


26/12/89::: 4:58 ع
نظر()
  
  

وحدس میزنم شبی مرا جواب میکنی                       وقصرکوچک دل مرا خراب میکنی


سرقرار عاشقی همیشه دیر کرده ای                      ولی برلی رفتنت عجب شتاب میکنی


 


آنکه مرا دید تورا نفرین کرد...                          


25/12/89::: 1:21 ع
نظر()
  
  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ سلامی به رنگ تنهایی...بچه ها خیلی دلتنگم...ازتون میخوام بهترین روش برای فراموش کردن کسی که دوستش داریم رو بگید...کمکم کنید
+ لطفا عاشق نشوید....!واگرهم عاشق شدید شمارابه خدا قسم عاشق بمانید....آی خدا چقدر سخته فراموشی...
+ گویند خدا در دلهای شکسته جای دارد پس چرا بردستان کسی که هزاران بار دلم راشکست بوسه نزنم...مرد احساساتی
+ سلام به تمام عاشقا...بچه ها یه سوالی چند روزه بد زهنم رو درکیر کرده خواستم با شما ها در میون بذارم شاید که شما جوابشو بدونید...چرا خدا دوتا انسان رو به اوج عاشقی میرسونه و اونهارو کاملا شیفته هم میکنه و بعدش با یه اتفاق ساده اونا رو از هم جدا میکنه اگه قرار بود جدابشیم پس چرا آشنا شدیم؟؟؟؟؟؟اگه شما چیزی به ذهنتون میرسه دریغ نکنید.مرد احساساتی
+ زغم کسی اسیرم که زمن خبر ندارد/عجب از محبت من که در او اثر ندارد غلط است هرکه گوید دل به دل راه دارد/دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد...سلام بچه ها...نظرتون چیه درباره کسانی خیلی زود خودشون رو گم میکنند و انگار گذشته ای نداشتند