سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
مرد احساساتی
[ کمیل پسر زیاد گفت : امیر المؤمنین على بن ابى طالب ( ع ) دست مرا گرفت و به بیابان برد ، چون به صحرا رسید آهى دراز کشید و گفت : ] اى کمیل این دلها آوند هاست ، و بهترین آنها نگاهدارنده‏ترین آنهاست . پس آنچه تو را مى‏گویم از من به خاطر دار : مردم سه دسته‏اند : دانایى که شناساى خداست ، آموزنده‏اى که در راه رستگارى کوشاست ، و فرومایگانى رونده به چپ و راست که درهم آمیزند ، و پى هر بانگى را گیرند و با هر باد به سویى خیزند . نه از روشنى دانش فروغى یافتند و نه به سوى پناهگاهى استوار شتافتند . کمیل دانش به از مال است که دانش تو را پاسبان است و تو مال را نگهبان . مال با هزینه کردن کم آید ، و دانش با پراکنده شدن بیفزاید ، و پرورده مال با رفتن مال با تو نپاید . اى کمیل پسر زیاد شناخت دانش ، دین است که بدان گردن باید نهاد . آدمى در زندگى به دانش طاعت پروردگار آموزد و براى پس از مرگ نام نیک اندوزد ، و دانش فرمانگذارست و مال فرمانبردار . کمیل گنجوران مالها مرده‏اند گرچه زنده‏اند ، و دانشمندان چندانکه روزگار پاید ، پاینده‏اند . تن‏هاشان ناپدیدار است و نشانه‏هاشان در دلها آشکار . بدان که در اینجا [ و به سینه خود اشارت فرمود ] دانشى است انباشته ، اگر فراگیرانى براى آن مى‏یافتم . آرى یافتم آن را که تیز دریافت بود ، لیکن امین نمى‏نمود ، با دین دنیا مى‏اندوخت و به نعمت خدا بر بندگانش برترى مى‏جست ، و به حجّت علم بر دوستان خدا بزرگى مى‏فروخت . یا کسى که پیروان خداوندان دانش است ، اما در شناختن نکته‏هاى باریک آن او را نه بینش است . چون نخستین شبهت در دل وى راه یابد درماند و راه زدودن آن را یافتن نتواند . بدان که براى فرا گرفتن دانشى چنان نه این در خور است و نه آن . یا کسى که سخت در پى لذت است و رام شهوت راندن یا شیفته فراهم آوردن است و مالى را بر مال نهادن . هیچ یک از اینان اندک پاسدارى دین را نتواند و بیشتر به چارپاى چرنده ماند . مرگ دانش این است و مردن خداوندان آن چنین . بلى زمین تهى نماند از کسى که حجّت بر پاى خداست ، یا پدیدار و شناخته است و یا ترسان و پنهان از دیده‏هاست . تا حجّت خدا باطل نشود و نشانه‏هایش از میان نرود ، و اینان چندند ، و کجا جاى دارند ؟ به خدا سوگند اندک به شمارند ، و نزد خدا بزرگمقدار . خدا حجتها و نشانه‏هاى خود را به آنان نگاه مى‏دارد ، تا به همانندهاى خویشش بسپارند و در دلهاى خویشش بکارند . دانش ، نور حقیقت بینى را بر آنان تافته و آنان روح یقین را دریافته و آنچه را ناز پروردگان دشوار دیده‏اند آسان پذیرفته‏اند . و بدانچه نادانان از آن رمیده‏اند خو گرفته . و همنشین دنیایند با تن‏ها ، و جانهاشان آویزان است در ملأ اعلى . اینان خدا را در زمین او جانشینانند و مردم را به دین او مى‏خوانند . وه که چه آرزومند دیدار آنانم ؟ کمیل اگر خواهى بازگرد . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :5
بازدید دیروز :1
کل بازدید :2815
تعداد کل یاداشته ها : 5
28/2/91
8:4 ص
موسیقی

   



محاکمه عشق… جلسه محاکمه عشق بود و قاضی عقل ،  


و عشق محکوم به تبعید به دورترین نقطه مغز شده بود یعنی فراموشی ، قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه اعضا با او 


مخالف بودند قلب شروع کرد به طرفداری از عشق، آهای چشم ،مگر تو نبودی که هر روز آرزوی دیدن او داشتی؟؟؟


ای گوش مگر تو نبودی که در آرزوی شنیدن صدایش بودی و شما پاها که همیشه آماده رفتن به سویش بودید حالا چرا اینچنین با او مخالفید؟ همه اعضا روی برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترک کردند تنها عقل و قلب در جلسه مادند عقل گفت :دیدی قلب همه از عشق بیزارند ! ولی من متحیرم که با وجودی که عشق بیشتر از همه تو را آزرده چرا هنوز از او حمایت میکنی !؟


قلب نالید:که من بدون وجود عشق دیگر نخواهم بود و تنها تکه گوشتی هستم که هر ثانیه کار ثانیه قبل را


تکرار میکند و فقط با عشق میتوانم یک قلب واقعی باشم . پس من همیشه از او حمایت خواهم کرد حتی


اگر نابود شوم...!!!


 


 


 


6/1/90::: 11:50 ص
نظر()
  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ سلامی به رنگ تنهایی...بچه ها خیلی دلتنگم...ازتون میخوام بهترین روش برای فراموش کردن کسی که دوستش داریم رو بگید...کمکم کنید
+ لطفا عاشق نشوید....!واگرهم عاشق شدید شمارابه خدا قسم عاشق بمانید....آی خدا چقدر سخته فراموشی...
+ گویند خدا در دلهای شکسته جای دارد پس چرا بردستان کسی که هزاران بار دلم راشکست بوسه نزنم...مرد احساساتی
+ سلام به تمام عاشقا...بچه ها یه سوالی چند روزه بد زهنم رو درکیر کرده خواستم با شما ها در میون بذارم شاید که شما جوابشو بدونید...چرا خدا دوتا انسان رو به اوج عاشقی میرسونه و اونهارو کاملا شیفته هم میکنه و بعدش با یه اتفاق ساده اونا رو از هم جدا میکنه اگه قرار بود جدابشیم پس چرا آشنا شدیم؟؟؟؟؟؟اگه شما چیزی به ذهنتون میرسه دریغ نکنید.مرد احساساتی
+ زغم کسی اسیرم که زمن خبر ندارد/عجب از محبت من که در او اثر ندارد غلط است هرکه گوید دل به دل راه دارد/دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد...سلام بچه ها...نظرتون چیه درباره کسانی خیلی زود خودشون رو گم میکنند و انگار گذشته ای نداشتند